شهاب الدين احمد سمعانى
108
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
19 . - الرّزاق رزّاق نامى است از نامهاى خداى عزّ و جلّ و حقيقت 1 رزق چيزى است كه منفعت گرفتن 2 را مهيّا بود و معدّ . و رزق منقسم است به حلال و حرام ، و اين از مسائل اصول است و اختلاف 3 در اين مسئله معلوم است . و نشان آن كس كه به حقيقت اعتقاد كرد كه رزّاق خداوند است جلّ جلاله ، آن است كه بكلّ دل بر وى توكّل كند و از اغيار تبتّل كند و خداوند - عزّ و جلّ - به لطف كار وى مىسازد و هر دمش به انواع كرامت مىنوازد . آن مردى به نزديك حاتم اصمّ آمد 4 ، او را گفت : به چه چيز روزگار مىگذارى كه دخلى و خرجى و ضياعى و عقارى ندارى ؟ فقال : من خزانته ، گفت : از خزانهء حق . گفت : نان از آسمان به تو مىاندازد ؟ فقال : لو لم يكن له الارض لكان يلقى على الخبز من السماء . گفت : اگر زمين آن وى 5 نبودى نان از آسمان به من انداختى . فقال الرّجل : انتم تقولون بالكلام . فقال لانّه لم ينزل من السّماء الّا الكلام . فقال : انا لا اقوى على مجادلتك . فقال لانّ الباطل لا يقوى مع الحقّ . آن مرد گفت : شما مردمان را به سخن بسته گيريد . حاتم گفت 6 : زيرا كه از آسمان جز سخن نيامده است . گفت : من با تو ، به حجّت برنيايم . گفت : زيرا كه چون / b 33 / حق آمد باطل رخت برگيرد و به هزيمت شود . و هم حاتم را مىآيد كه روزى به نزديك قوم خود در رفت 7 و گفت : انديشهء سفرى در پيش است به چه قدر نفقه خواهى كه بنهم ترا ؟ گفت : به آن مقدار كه حيات مىنهم 8 نفقه بنه .